ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

66

تاريخ گيلان ( فارسى )

آب سفيدرود گذشته ، به قصد جنگ و جدال ، روانهء كوچسفهان مىشود . و شاه جمشيد خان بعد از استماع اين احوال ، در تمام ولايت بيه‌پس ، به احضار لشكر و عسكر و سپه‌سالار و سپاهيان فرمان داده ، قرابها در نمك به حرام را كه ظهور نمك‌بحرامى او عنقريب ان شاء اللّه تعالى سمت ذكر خواهد يافت ، سردار لشكر بيه‌پس نموده ، روانهء كوچسفهان گردانيد و خود از عالم همت حركت نكرده ، در رشت توقف فرمود . قرابهادر سپه‌سالار ، لشكر بيه‌پس را در سياه رودبار ، سان داده ، بيست هزار آدم از پياده و سوار و تفنگچى و كماندار ، در ظل رايت او به شمار آمدند و مشاراليه با بيست هزار كس ، از لشكر بيه‌پس به كوچسفهان رسيد و خان احمد خان نيز از آب سفيدرود در قريهء رودباركى كوچسفهان نزول فرموده علم نمايان كرده بود و ميقات مقابلات لشكر به كدوبن اتفاق افتاده ، در روز پنجشنبهء دوازدهم شهر رمضان المبارك سنهء سبع و ثمانين و تسعمائه ، در ميان بجار كدوبن ، تلاقى فريقين دست داده و قتل به افراط واقع شده ، لا جرم به تقدير آسمانى و تدبير و كاردانى شيرزاد ماكلوانى و از ضربات جلادت و پهلوانى سپاه بيه‌پس ، خان احمد خان و لشكر بيه‌پيش شكست‌خورده ، به هزيمت رفتند و مردم بسيار از سپاه بيه‌پيش ، طعمهء شمشير آبدار شده ، و دلاوران بيه‌پس ، لشكر بو الهوس خان احمد - خان را تا كنار سفيدرود تعاقب نموده ، اكثر اسباب و اجناس خان احمد - خان را به غارت و تالان آوردند و مومى اليه با كمال ذلت و هوان ، به لاهجان رفته ، از حركت بيموقع و ارادهء بىمحل و تدبير ناقص خويش منفعل و شرمنده گرديد . و حسب الفرموده ، قرابهادر ، به تعداد كشتگان روز جنگ قيام نموده ، موازى سه هزار و هفتصد كس به قتل رسيدند و هزار و پانصد نفر اسير و